|
آیت عشق در دفتر عقل
|
||
چندی پیش با برادرم فرهاد به دانشگاه مک مستر کانادا رفته بودم، در کتابفروشی دانشگاه با کتاب کوچکی برخورد کردم درباره لغتهای انگلیسی و ریشه هایشان نوشته ویلفرد فانکل و نورمان لویس که عمری را صرف آموزش و تحقیق در حوزه ادبیات انگلیسی کرده اند، وقتی کتاب را ورق می زدم عنوان یک فصل از کتاب توجه ام را جلب کرد، عنوان فصل این بود:
Words for Mature Minds
یعنی کلماتی برای ذهن های پخته و بالغ، در ابتدای این فصل نوشته اند برخی لغتها هستند که تنها انسانهای بالغ می توانند آنها را بفهمند و شما نمی توانید آنها را برای کودکان معنی کنید و توضیح دهید. مثلا لغت vicarious یعنی لذت بردن و تجربه کردن به شکل خیالی و مجازی با گذاشتن خود به جای دیگری، برای توضیح فرض کنید می خواهید سفر به پاریس را تجربه کنید، برای اینکار دو راه وجود دارد، راه اول اینکه بلیط بخریم سوار هواپیما شویم و برویم به پاریس (البته اگر پاسپورت ایرانی دارید ویزا هم یادتان نرود) که در اینصورت تجربه مستقیم از این سفر کرده اید، راه دوم این است که سفرنامه فردی که به پاریس رفته را بخریم و خود را جای او بگذاریم و در خیال و ذهن خود آن سفر را مجسم کنیم، در اینصورت ما به شکل خیالی و مجازی از این سفر لذت برده ایم.
بچه ها هم در دنیای خود دکتر می شوند، مهندس می شوند، خلبان می شوند، اما این بزرگترها هستند که می فهمند اینها بازیهای کودکانه است و دنیای واقعی نیست، چرا که شما دنیای واقعی را تجربه کرده اید و قدرت فهم و ادراکتان به حدی رسیده است که بتوانید تفاوت دنیای خیالی کودکان را با دنیای واقعی بزرگترها تشخیص دهید و دنیای بازی کودکان برای شما دنیای مجازی است اما آیا این دنیا برای خود کودکان هم مجازی است؟ این دنیا برای کودکان همه واقعیت است، آنها از طریق همین مدلسازی دنیای واقعی در دنیای خیالی خود است که اندک اندک زندگی را می آزمایند. بنابراین شما هرگز برای یک کودک نمی توانید توضیح دهید که دنیای مجازی یعنی چه، چرا که کودک، دو دنیا نمی شناسد که یکی به وصف حقیقت بیاید و دیگری به وصف مجاز، تمام واقعیت دنیای کودک همان مجاز ماست.
وقتی داشتم این توضیحات را در کتاب از دو متخصص لغت شناسی و آموزش زبان انگلیسی می خواندم ناخوداگاه به این فکر افتادم به راستی آیا امکان ندارد این دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم برای برخی که از ما بالغ ترند و تجربه های بیشتری دارند همانند دنیای بازیهای کودکانه باشد و دنیای دیگری باشد که دنیای ما در برابر آن جز بازیچه ای نباشد؟ یاد آیه 32 سوره انعام از قرآن افتادم با این مضمون:
و ما هذه الحيوه الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار الاخره لهى الحيوان لو كانوا يعلمون..... و اين زندگى دنيا چيزى جز لهو و بازى نيست و به درستى كه زندگى حقيقى، آخرت است اگر توان فهميدن داشته باشند
یادم آمد که مولانا خیلی قبلتر از این دو لغت شناس انگلیسی با توجه به همین آیه قرآن این نکته را دریافته بود و گفته:
خلق اطفالند جز مست خدا.......نیست بالغ جز رهیده از هوا
گفت دنیا لعب و لهوست و شما........کودکید و راست فرماید خدا
از لعب بیرون نرفتی کودکی.........بی ذکات روح کی باشد ذکی
حافظ هم این دنیا را به حبابی تشبیه کرده است که حقیقتی ندارد:
همچو حباب دیده به روی قدح بگشا....... وین خانه را اساس قیاس از حباب کن
تشبیهی که شاید شکسپیر شاعر انگلیسی هم آن را از حافظ وام گرفته باشد که گفته:
شکوه دنیا چون حباب روی آب می ماند که هر لحظه بر وسعت آن افزوده می شود اما در منتهای خود نیست می شود و نابود.
و اگر مردمان کودکانی باشند نابالغ، آنگاه اگر با آنها سخن می گویند باید به ناچار به زبان خودشان بگویند هر چیزی را به چیز دیگری که برای آنها آشناست همانند کنند تا درکش کنند، به قول مولانا:
چون با کودکت سر و کار افتاد....... پس زبان کودکی باید گشاد
آنگاه شاید برسیم به این نکته که چرا عرفای ما با زبان استعاره و تمثیل سخن از شمع و شراب و زلف و رخ و خال گفته اند و چرا مثلا در قرآن بهشت و لذتهای آن با مادیات تشبیه شده اند به درختانی که زیر آن نهرها جاری است. اما در قرآن و آثار عرفا نشانه هایی هم هست برای آنان که پخته اند و اهل تفکر که اینها تمثیل است نه حقیقت، مثل این نشانه در آیه 21 سوره حشر:
وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ........اینها مثلهایی است که برای مردم می زنیم باشد که تفکر کنند.
و اما حیف و صد حیف که ما تا پخته و بالغ نشویم و از دنیای مجازی کودکی بیرون نیاییم کلام آنان را حتی با این تمثیلها هم درک نخواهیم کرد پس بیاییم چون کانتری پاتمور شاعر معروف انگلیسی دعا کنیم که خدا بر کودکیهای ما رحمت آورد و عاجزانه اعتراف کنیم که اینها کلماتی است برای اذهان پخته که:
درنیابد حال پخته هیچ خام ...... پس سخن کوتاه باید والسلام
|
|