|
آیت عشق در دفتر عقل
|
||
شاید یکبار دیگر هم گفته باشم که در اواسط دهه هفتاد یعنی حدود بیست سال پیش زمانی که دبیرستانی بودم مرحوم عزت الله سحابی مجله ایران فردا را منتشر می کرد و در یکی از مقالاتش از خطر فروپاشی اخلاقی جامعه ایران در آینده سخن گفته بود. این حرف البته امروزه لقلقله زبان بسیاری است که در تاکسی و خیابان و صف نانوایی هم می توان آن را شنید اما کسانی که شرایط بیست سال پیش ایران را به یاد دارند نیک می دانند که در آن زمان دغدغه سقوط اخلاقی و فروپاشی اخلاقی جامعه چندان حتی در نزد نخبگان هم جدی نمی نمود و بیشتر دغدغه های اقتصادی و سیاسی پر رنگ بودند. لذا در آن شرایط سخن از فروپاشی اخلاقی جامعه ایران سخنی به نسبت غریب بود. ولی به هر حال سحابی و یارانش این هشدار را بیست سال پیش داده بودند ولی کسی آن را جدی نگرفت و یا شاید درست تر آنکه کسی نتوانست که جدی بگیرد که چنین تغییر و تحولی در فضای اخلاقی و اجتماعی با توجه به تحولات جهانی گریز ناپذیر بود.
در اینجا نمی خواهم وارد دلایل چنین تغییری در ساختار اخلاقی جامعه شوم که در نوشته های دیگر کم و بیش به آن پرداخته ام، آنچه در این نوشته می کوشم نشان دهم عواقب چنین ساختار معیوب اخلاقی است، یعنی اگر کسی در جامعه ای زندگی می کرد که در آن بی اخلاقی و فساد دامن گیر و همه گیر شده بود چه عواقب و معضلاتی را خواهد داشت.
غالبا تصور می کنند که آفت چنین جامعه ای تنها این است که انسان از دست بی اخلاقی مردم ممکن است جان سالم به در نبرد و آسیب ببیند. چونان بره ای که در میان قبیله گرگان گرفتار آمده باشد که دریده شدنش حتمی است مردمان هم در جامعه فاسد چنین اند. این است که روز و شب آه و ناله و واویلا مردمان بالاست که خانه ام را زدند، جیبم را زدند، همسرم به من خیانت کرد، شریکم سرم کلاه گذاشت و از این دست فریادها که هر روز در محیط حقیقی و مجازی می شنویم. البته چنین آفتهایی حقیقی است و دامن گیر و کسی منکر آنها نیست اما سخن فراتر از چنین آسیبی است.
در فلسفه اخلاق سخن از آن می رود که یک عمل چه زمانی اخلاقی است و چه زمانی غیر اخلاقی؟ اصولا همیشه نسبت سنجی طرفین می خواهد یا به عبارت ساده تر معیار و ترازو می خواهد. یعنی همیشه باید یک چیز را با چیز دیگری سنجید تا نسبتش با آن معلوم شود. مثال ساده اش اندازه است، وقتی می پرسند این خط چند متر است ما آن را با یک اندازه مشخص که یک متر باشد می سنجیم و اندازه خط را نسبت به آن معیار می سنجیم. در امور اخلاقی هم وضعیت چنین است، ما یک معیار برای عمل اخلاقی داریم که به تعبیر فلاسفه پیرو فلسفه اخلاق کانتی می توان از آن به شهود عام اخلاقی تعبیر کرد.
شهود عام اخلاقی یعنی درکی که ما از وضعیت عام اخلاقی داریم، برای روشن شدن بیاییم با یک مثال مطلب را ادامه بدهیم: فرض کنید شخصی می خواهد یک عمل خاص را انجام دهد مثلا از وسیله ای که متعلق به دیگری است استفاده کند، پروسه ای که ذهن این فرد برای تشخیص اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن این عمل طی می کند این است که یک انسان نوعی را جای خود در چنین موقعیتی می گذارد و می سنجد آیا یک انسان نوعی در چنین موقعیتی چنین کاری را انجام می داد یا نه، به عبارت ساده تر فرد دیگری را جای خود می نشاند و می دید آیا دیگری هم همین رفتار را انجام می داد یا نه؟ منتها نه دیگری به معنای فردی خاص و مشخص بلکه دیگری به معنی عام. مثلا افراد در دفاع از رفتار خود می گویند اگر هر کس دیگری جای من بود نیز همین کار را می کرد، این یعنی سنجش و قضاوت اخلاقی بر مبنای شهود عام اخلاقی.
اگر با چنین تلقی از عمل اخلاقی همدل باشیم آنگاه یک جامعه فاسد و ورشکسته به لحاظ اخلاقی خطری بزرگتر از آنچه پیشتر به آن اشاره شد به همراه دارد، چنین فضایی درک شهودی ما از وضعیت عام اخلاقی را متحول می کند، یعنی بسیاری از مفاسد قباحت خود را از دست می دهند و عادی جلوه می کنند لذا به صورت ناخودآگاه به صورت وضعیت عام اخلاقی در می آیند و معیار اندازه گیری و سنجش ما می شوند. لذا همه به صورت ناخودآگاه غیر اخلاقی عمل می کنند اما از این غیر اخلاقی عمل کردن خود بی خبرند و آن را عملی غیر اخلاقی نمی شمارند. لذا فرد در جامعه فاسد به لحاظ اخلاقی بره ای نخواهد بود در میان گرگان بلکه خود به صورت ناخودآگاه به گرگی تبدیل می شود منطبق بر وضعیت عمومی اجتماع و این خطر بزرگی است که امروزه ما را تهدید می کند.
از این نقطه می توان بحثهای متعددی را گشود که هر یک دفتری مجزا طلب می کند اما نقطه آغاز را فراموش نکنیم که اینکه یک جامعه ای غیر اخلاقی رفتار کند البته خطر بزرگی است اما از آن بزرگترغفلتی است که همگان به آن دچار می شوند که تشخیص خوبی و بدی دچار خدشه می شود تا در چنین شرایطی بد نبودن خود تبدیل به فضیلت شود.
|
|